
حکایت رفاقت دیرینه من با توحکایت قهوهایستکه امروز با یاد تو تلخ تلخ نوشیدمکه با هر جرعه بسیار اندیشیدمکه این طعم را دوست دارم یا نه؟و آن قدر گیر کردم بین دوست داشتن و نداشتنکه انتظار تمام شدنش را نداشتمتمام که شد فهمیدمبازهم قهوه میخوامحتّی تلخ تلخ + نوشته شده در سه شنبه یازدهم خرداد ۱۴۰۰ ساعت 22:20 توسط نارنجی | بخوانید...
ادامه مطلب
جا دارد یادی بکنم از دوستانی که تا دیروز هم خانه مجازی بودیم والان بین ما نیستند ومشغول زندگی خود هستند هر جا هستند خدا نگهدارشون باشه ولبشون همیشه خندان ودلشون شاد باشه کسانی چون: 1- داداش سامی2- داداش محمود 3- مهتاب 4- نازلی 5- گلسا 6- سمیرا 7- چای قرمز(لاله خانم) 8- سریرا 9- مهتاب 10- رکسانا 11- نسیم 12- پگاه ودوستانی دیگر که یادم نیستند ...
ادامه مطلب